هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

661

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

گرفته‌اند ، كه وجهى براى ما لازم است . مرد بيچاره آنها را به منزل برده ، 100 تومان نياز كرده است . قليانى « 1 » و شربتى [ هم ] داده است . هنگام رفتن ، سر قليان « 2 » را كه نقره بوده است ، برده‌اند ؛ كه چند روزه لازم داريم ، بعدها معاودت خواهيم داد . شخصى با صبيّهء خود [ در ] ميان باغ بوده است [ و ] آبيارى مىنموده ، رفته‌اند [ و ] راه آب را مسدود كرده‌اند . صاحب باغ به سراغ آب مىرود . چند نفر [ از ] اصحاب انجير ، از سمت ديگر داخل باغ شده ، آن‌چه نشايد گفت ، با دختر معمول داشته‌اند . پسر ملّا محمد معروف به جنّى را برده‌اند . الآن خادم بساط انجير بيك است . گويا از اين وقايع خيلى اتفاق افتاده و مردم از خوف « والى » ساكت مانده‌اند . والى خراسان هم نمىخواهد به عرض شاهنشاه برسد . منتظر است انجير را به وسيله [ اى ] گرفتار نمايد ، آن وقت كباير او را بشمارند و به‌سزا برسانند . داروغه و كدخدايان را سپرده‌اند كه در گرفتارى او اهتمام نمايند . او مىگويد : طعمهء هر مرغكى ، انجير نيست . يكى از امراى عمدهء خراسان ، كه از همه معتبرتر است ، مىگفت : ديشب در باغ و عمارتى كه منزل من است ، آمده‌اند . از بابت جمعيّت تفنگچى و غيره ، دستشان به جايى بند نشده ، يك قطعه از چادرى كه باى مدفع برپا بود ، بريده و برده‌اند . معلوم مىشود هنوز در شهر هستند و شب‌روى و دزدى مىكنند . خود انجير چندان توانا و بهادر نيست . همين است كه پيش قدم شده و همّت عالى در نگاه‌دارى ياران خود دارد . هرچه مىرسد ، به آنها مىدهد و چندى قبل هم گرفتار شده و در حبس بوده است . 4 نفر از رعيّت شهرى ، ترحّم بر جوانى او كرده ، ضمانت داده ، از حبس حكومت خلاصش نموده‌اند . مريض بوده است ، معالجه و پرستارى كرده‌اند . پس از شفا ، فرار كرده و به مرض باطنى عودت نموده ، الآن ضامن‌هاى بيچاره دست‌شان به جايى نمىرسد . تقصيرى هم ندارند . اگر آنها را به دار بزنند ، فايده نيست .

--> ( 1 ) . در اصل : غليانى ( 2 ) . در اصل : غليان